قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٦
تسميه آشكار بودنشان است.
على هذا، آنعدّه از مفسّران كه بروج را بمعنى برجهاى دوازده گانه گرفتهاند، سخنانشان عارى از حقيقت است، زيرا برجهاى مزبور موهوم و اعتبارى صرفاند، مثلا چند ستاره را در آسمان ديده و پيش خود فكر كردهاند: اگر فاصلهى اين ستارگان با خطّى بهم متصل شود بشكل گوسفند (حمل) ميايند و گرنه در آسمان برج حمل وجود ندارد، گفتهاند برجهاى دوازده گانه منازل آفتاباند كه در هر برج يكماه حركت ميكند وانگهى نامهاى حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، ميزان، عقرب، قوس، جدى، دلو، و حوت، ابتدا از نام بتهاى يونانيان گرفته شده است.
مقام قرآن والاتر از آن است كه روى اين موهومات سخن گويد و آنها را بحساب آورد.
وجدى در دائرة المعارف گويد:
بروج در اصطلاح فلكى، منازل مختلف آفتاباند در فصول مختلف سال، يونانيان قديم اين برجها را با نامهائيكه از عقائد خرافى آنان سر چشمه گرفته و بر خدايانشان نسبت ميدادند، نام گذارى كردهاند ...
مردم اين نامها را از آنها آموخته و ريشه آنها را از ياد بردهاند.
آيا ميشود گفت كه قرآن اين موهومات را تصديق كرده است؟!!! و روى آنها سخن گفته است؟!!!.
ناگفته نماند: در زمان عباسىها كه عقايد يونانيان بزبان عربى ترجمه شد، مردم بآنها راه يافتند و پارهاى از روى اشتباه مطالب اسلامى را با آنها تطبيق كردند، تطبيق بروج قرآن با بروج يونانيان از آنجمله است.
«أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» نساء:
٧٨. يعنى: هر كجا بوده باشيد مرگ شما را خواهد يافت هر چند در قلعههاى بلند باشيد.
مراد از بروج در اين آيه قلعهها است و آنها را چنانكه از