قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٧
بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ توبه: ١١٧- ١١٨ آيه شريفه كاملا صريح و روشن است:
كه توبه بنده ميان دو توبه خداوند است:
يعنى اوّل خدا به بنده ميگردد و باو توفيق توبه ميدهد، سپس بنده توبه ميكند آنگاه خدا توبه كرده و آنرا مىپذيرد و بنده را مورد بخشودگى و مرحمت قرار ميدهد ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا پس توبه بنده محفوف بدو توبه خداست. معنى آيه چنين است: پس بآنها بازگشت كه خدا بآنها مهربان و رحيم است و نيز بر آن سه تن بازگشت كه مانده بودند تا وقتيكه زمين با همه وسعت بر آنها تنگ شد و از خويش بتنگ آمدند و بدانستند كه از خدا جز بسوى او پناهى نيست پس بآنها بازگشت تا آنها باز گردند (و توبه كنند) كه اوست توّاب و مهربان.
٣- إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً. وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً نساء: ١٧- ١٨.
اين دو آيه از چند جهت جاى دقتاند اوّل اينكه مراد از جهالت آنست كه كسى ندانسته گناهى بكند سپس بداند كه آنكار گناه و حرام است و يا كسيكه گناه بودن كاريرا ميدانسته، ولى روى هوى و هوس و غلبه مشتهيات نفسانى كه خود يكنوع جهالت است انكار را بكند.
چنين كسى بعد از بخود آمدن و دانستن معصيت بايد فورا توبه كند «ثُمَ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ» عيّاشى در تفسير خود از امام صادق عليه السّلام نقل ميكند: هر گناهيكه بنده ميكند هر چند عالم باشد آنگاه كه قصد معصيت كند جاهل است، خدا در حكايت قول يوسف ببرادرانش فرموده هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ