قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٦
الْخالِقِينَ» صافات: ١٢٥، گفتهاند بعل نام بتى بود در بعلبك، رجوع شود به «الياس».
ناگفته نماند در بعل معنى استعلا هست و آن از معناى اصلى آن كه شوهر است و يك نوع تفوّق بر زن دارد ملحوظ شده است.
راغب گويد بدرختى كه بزرگ شده و رطوبت زمين را بوسيلهى ريشههايش جذب ميكند بجهة استعلا بعل گفتهاند.
قهرا بايد گياهان كه رطوبت جذب ميكنند نيز چنين باشند در وسائل ج ٦ ص ١٢٥ از امام صادق عليه السّلام نقل است
«فى الصَّدَقَةِ فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ إِذَا كَانَتْ سَيْحاً أَوْ بَعْلًا الْعُشْرُ».
: در زكوة در آنچه آسمان و نهرها آنرا آبيارى كرده هر گاه بوسيله آب جارى يا بوسيلهى ريشه باشد ده يك است.
راغب گويد: عرب بمعبود خود كه بوسيلهى آن بخدا تقرب ميجويد، بعل ميگويد.
على هذا ممكن است معنى آيهى فوق: چنين باشد: آيا معبود نكرهاى ميخوانيد و أحسن الخالقين را ترك ميكنيد؟. در اين صورت مفرد آن اشاره بواحد نامعلوم از خدايان آنهاست.
بَغْت: ناگهان. (مجمع البيان و مفردات) «فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» اعراف: ٩٥، پس آنها را ناگهان در حاليكه نميدانستند گرفتيم. اين كلمه در قرآن مجيد ١٣ بار بكار رفته و همه در باره ناگهانى بودن قيامت و عذاب دنيوى است.
بُغض: كينه. دشمنى. در اقرب الموارد ميگويد: بُغْض ضدّ حبّ، بغضاء و بغضه شدت دشمنى است راغب گفته: آن تنفّر نفس از شيئ است بر خلاف حبّ كه ميل نفس بشيء ميباشد. «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ» آل عمران: ١١٨ دشمنى از گفتارشان هويداست و آنچه سينهشان پنهان ميكند بزرگتر است. اين كلمه فقط پنج بار و همه بصيغهى بغضاء در قرآن آمده است.
قاموس و صحاح نيز بَغْضَة و