قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٠
ميسازد، گر چه اين ترجمه (هميشگى است خدائيكه ربّ العالمين است) نيز كاملا درست و صحيح است.
«وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها» فصِّلت: ١٠، در روى زمين كوههاى ثابت و فايده دائمى قرار داد «لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ» اعراف: ٩٦ هر آينه ميگشاديم بر آنها فايدههاى ثابت از آسمان.
قرآن مجيد و كعبه و باران و عيسى از آن جهت در آيات شريفه، مبارك خوانده شدهاند كه در آنها بركت و فايده ثابت هست و محلّ بركتاند.
برم: إِبْرَام بمعنى محكم كردن است «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» زخرف: ٧٩، يا كارى را محكم كردهاند، ما محكم كنندگانيم. اصل آن از محكم كردن ريسمان است با تاب دادن.
بُرهان: دليل روشن «يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ» نساء: ١٧٤.
حجّة نيز بمعنى دليل است، فرق ما بين برهان و حجّة را بايد از مادّهى اصلى آندو پيدا كرد، حجّ در اصل بمعنى قصد است و برهان در اصل بمعنى روشنى و بيان ميباشد، راغب گويد: گفتهاند آن مصدر بَرَهَ يَبْرَهُ است بمعنى سفيد و روشن شد و در مجمع البيان آمده: «بَرْهَنَ قَوْلَهُ» يعنى سخن خود را بيان كرد.
على هذا، دليل را بواسطهى روشن بودن، برهان و بواسطهى دلالت بر مقصود، حجّة ميگويند.
راغب تصريح ميكند كه: برهان محكمترين دليلهاست.
بزغ: بُزُوغ بمعنى طلوع است در مجمع البيان آمده: الْبُزُوغُ الطلوع «فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي» انعام: ٧٧، چون ماه را طالع ديد گفت: اين پروردگار من است. در لغت آمده: «بَزَغَتِ الشَّمْسُ: طلعت»
بَسر: بُسُور: چهره در هم كشيدن، در مجمع فرموده: بُسُور آشكار شدن كراهت در چهره است.
راغب آنرا، عجله پيش از وقت