قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٩
قبل است كه فرموده «فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً» قاع بمعنى گسترده و صفصف بمعنى هموار است.
أَمَد: مدّت. زمان «فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ» حديد:
١٦، مدّت بر آنها دراز شد، دلهايشان سخت گرديد. راغب گويد:
تفاوت امد و ابد آنست كه ابد بمعنى زمان غير محدود و امد بمعنى زمان محدود ولى مجهول الحدّ است.
و فرق ميان زمان و أمد، آنكه أمد باعتبار آخر مدّت گفته ميشود ولى زمان شامل اوّل و آخر مدّت است، بدين سبب گفتهاند: مدى و أمد متقارباند. امد، چهار بار در قرآن آمده است آل عمران:
٣٠، كهف: ١٢، حديد: ١٦، جنّ: ٢٥.
أَمْر: أمر دو معنى دارد يكى كار و چيز، جمع آن امور است مثل «وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» بقره: ١١٧، چون چيزى را اراده كند، بدان گويد: باش پس ميشود، و مثل «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» آل عمران: ١٥٩ در كار با آنها مشورت كن «وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ» نساء:
٨٣ چون چيزى از ايمنى و ترس بيايد آنرا منتشر ميكنند. و مثل «إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» بقره: ٢١٠ «وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ» حجّ: ٤١ كارها بخدا بر ميگردد، عاقبت كارها با خدا و براى خداست.
ديگرى: دستور و فرمان، قاموس گويد: «الامر ضدّ النهى» مثل «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ» اعراف ٢٩ بگو خدايم بعدل فرمان داده است «أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ» يوسف: ٤٠ دستور داده كه جز او را نپرستيد.
نا گفته نماند: أمر بمعناى اوّل اسم مصدر، و بمعناى دوم مصدر و اسم مصدر است، در تفسير الميزان: ٨ ص ١٥٤ احتمال داده كه: معناى مصدرى اصل، و اسم مصدر، معناى ثانوى و بعنايت باشد.
و بطور خلاصه ميتوان گفت: