قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٨
إِبْراهِيمَ» آنگاه در ذيل حكايت موسى و هارون فرموده «سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ» سپس در ذيل قصّه الياس آمده «سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ» و اگر مراد آل محمد صلوات اللَّه عليهم اجمعين باشد بايد گفت: اين آيه در سياق آيات قبل نيست و نيز در سياق آيات ما بعد هم نخواهد بود و اللَّه اعلم ولى ميشود كه آن از بطون قرآن باشد.
أَمْ: حرف استفهام است، دو جور بكار ميرود متّصله و منقطعه.
متّصله آن است كه در رديف الف استفهام واقع شود و بمعنى اىّ (كدام) ميايد مثل «وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ» انبياء: ١٠٩ يعنى نميدانم آيا نزديك يا دور است آنچه وعده ميشويد و نيز بعد از الف تسويه واقع ميشود نحو «سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ» بقره: ٦ يعنى براى آنها يكسان است خواه بترسانى يا نترسانى ايمان نمياورند. بهتر است بگوئيم: در اين صورت الف تسويه و ام هر دو بمعنى «خواه» ميايند.
متّصله از آن سبب گويند كه ما قبل «أم» بما بعدش متّصل است.
منقطعه آنست كه از ما بعدش قطع شده و بمعنى بل (بلكه) ميايد مانند «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعاءَ» زمر: ٤٣ يعنى بلكه جز خدا واسطه هائى گرفتهاند.
أَمْ گاهى به هل داخل ميشود ولى بهمزه داخل نميشود مانند «أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ» رعد: ١٦، آنچه در باره «ام» نوشته شد همه از اقرب الموارد است، فقط مثلها را از قرآن آوردهايم.
أَمْت: بلندى. مكان مرتفع (اقرب الموارد) «لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً» طه: ١٠٧ يعنى در زمين پستى و بلندى نمىبينى از قرينهى امت فهميده ميشود كه «عوج» بمعنى انخفاض و پستى است. در قاموس گويد: امت يعنى مكان مرتفع، تپّههاى كوچك، پستى و بلندى، و اختلاف در شيئى. ولى مراد از آن در آيه، بلندى است، و اين آيه عبارت اخرى آيهى ما