قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٠
٤- «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» طارق: ٩- ١٠ روزيكه نهانها امتحان شوند پس براى او نه نيروئى است كه آنها را بپوشاند و نه كمكى، مراد از سرائر، اعمال و افكار آدمى است و امتحان شدن آنها توأم با ظهور حقائق آنهاست لذا بعضى «تبلى» را آشكار شدن گفتهاند، قريب باين مضمون است آيهى «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ» يونس: ٣٠ در آنجا هر نفس آنچه را از پيش فرستاده امتحان ميكند و بد و خوب آنرا ميداند و آن توأم با آشكار شدن عمل است.
٥- «وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ» بقره: ٤٩.
در اين آيه، ممكن است «ذلِكُمْ» اشاره بعذاب و ممكن است اشاره به «نَجَّيْناكُمْ» باشد، در صورت اوّل بمعنى مصيبت و اندوه و در صورت دوّم امتحان نعمتى است. در المنار بهر دو اشاره گرفته است. همچنين است آيه ١٤١ اعراف و ٦ ابراهيم.
٦- وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً» انفال: ١٧ طبرسى در ذيل آيه ٤٩ بقره ميگويد: بلاء در خير و شرّ هر دو بكار ميرود و إِبْلَاء فقط در انعام، على هذا مراد از ابلاء در آيه فوق امتحان نيكوست.
راجع بامتحان كه امتحان خداوندى چگونه است؟ به «فتن» رجوع شود.
بَلَى: حرف جواب است براى ردّ نفى مثل «وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً ... بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً ...» بقره: ٨١ يهود ميگفتند: ابدا بما عذاب نميرسد مگر ايّام چندى، «بلى» در نفى آن ميگويد: آرى عذاب شما را مسّ ميكند هر كه را كه گناهكار باشد.
و گاهى جواب است باستفهام مقرون بنفى، مثل «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى» اعراف: ١٧٢ يعنى آرى