قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٣
در هر جا و بهر طريق كه باشد تقديس گاو و گوساله در نفوس آنان ريشه داشته و محبّت آن قلوبشان را فرا گرفته بود چنانكه در همين سوره (بقره) آيه ٩٣ بآن اشاره ميكند «وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ» بنا بر اين اتّخاذ گوساله پس از چند روز غيبت موسى از جهت غفلت و پيش آمد ناگهانى يا اغفال نبوده بلكه منشاء آن علاقه و كشش باطنى آنها بچنين پرستشى بود. (پرتوى از قرآن ذيل داستان بقره).
مراغى مصرى در تفسير خود علّت اين حكم را ناشى از گوساله پرستى آنان دانسته و گويد: بذبح بقره مأمور شدند نه ساير حيوانات چون آن، از جنس گوساله بود كه پرستش كرده بودند و اين از آن جهت بود كه تعظيم و محبّت گوساله از بين برود.
طنطاوى در تفسير خود گفته چون پرستش گاو آپيس و عبادت گوساله در قلوب آنان اثر گذاشته بود لذا بذبح آن مأمور شدند. سخن اين دو مفسّر ميرساند كه اين واقعه بعد از جنجال سامرى بوده است.
٥- اوّل و آخر آيات كه در سابق نقل شد ميفهماند كه همه آنها يك قضيّه و يك واقعه است و آن اينكه قتلى اتّفاق افتاده و تحقيق آنرا از موسى خواستهاند و آنحضرت دستور داده تا گاو ذبح شده با بدن مقتول تماس پيدا كند و قضيّه با يك معجزه مثلا فيصله يا بد، چنانكه الميزان و المنار و ديگران آنرا يك واقعه دانستهاند.
سيّد احمد خان هندى (بنا بر نقل پرتوى از قرآن) گويد: آيه «فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى» و ما قبل آن، راجع بداستان ديگرى است و مربوط بداستان بقره نيست و ضمير «بِبَعْضِها» را به «نفس» برگردانده و ميگويد:
دستور آن آيه اين است كه: عضوى از مقتول را بخودش بزنيد، اين تدبير براى كشف قاتل و مجرم معمول بوده، تا متّهمين بقتل جمع شوند و عضوى از مقتول را بدست گيرند