قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٦
را ميشكافد و تا ميتواند نفوذ ميكند چنانكه در اقرب الموارد از اساس نقل ميكند.
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ طارق:
٣، قسم بآسمان و كوبنده چه فهماند تو را كه كوبنده چيست همان ستاره نافذ است.
طارق و نجم ثاقب هر دو يكى هستند درباره تشكّل نجوم گفتهاند سحابىها و گازهائيكه در آسمان هستند بطور مار پيچى حركت كرده و فشرده ميشوند، در اثر فشرده شدن حرارت مركزى رو بافزايش ميرود و در نتيجه ذرّات درونى، يكديگر را ميكوبند و فعل و انفعالات داخلى و خارجى سبب تشكيل كوكب ميشود تا نخستين نور قرمز بعد از آتش گرفتن اندرون ستاره، در سطح آن ظاهر ميشود و آن از حالت بهم كوبيدگى اتمها و ملكولها و رها شدن الكترونها، بوجود آمده است. پس از آن، ستاره در اثر فعل و انفعالهاى پى در پى بحالت نورانيّت و تشعشع خود ميافتد و نور نافذ آن فضا را شكافته و بهر جاى ممكن ميرسد.
بنا بر اين «طارق» مرحله اوّل تشكيل ستاره و «نجم» ابتداى ظهور نور قرمز و «ثاقب» مرحله سوّم آن است رجوع شود به تفسير پرتوى از قرآن و كتاب پيدايش و مرگ خورشيد.
جاى دقّت است كه نجم در اصل بمعنى ظهور است در لغت هست «نجم الشّىء: ظهر» و قهرا ستاره را در اثر ظاهر بودن نجم گفتهاند.
... فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ صافّات: ١٠، ظاهرا مراد از شهاب ثاقب سنگهاى آسمانى است كه با سرعت ٤٨ هزار كيلومتر در ساعت وارد جوّ زمين شده و در اثر حرارت و تماس با گازهاى جوّ مشتعل شده و ما آنها را بصورت نوارى از نور مشاهده ميكنيم. رجوع شود به «شهاب». لفظ ثاقب تنها دو بار در قرآن بكار رفته است:
طارق: ٣- صافات: ١٠
ثَقْف: پيدا كردن. مصادف