قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٩
را در مقابل بىصبريش تأديب نمايد خدا در مقام وفا بسوگند فرمود با يكدسته تركهى نرم يكبار بزن و نقض قسم مكن.
در پايان اين بحث، نكات زير قابل دقّت است.
١- روايت شده: شيطان پس از اجازهى خدا در بدن ايّوب دميد، بدنش يكپارچه زخم شد، در زخمها كرمها بوجود آمد چون يكى از آنها بزمين ميافتاد آنرا بدرون زخم بر ميگردانيد، بدنش گنديده شد، مردم او را از شهر بيرون كرده و در مزبلهاى انداختند.
در سند اين روايت مردى واقع است بنام عبد اللَّه بن بحر، ارباب رجال در باره او گفتهاند: ضعيف است، قولش اعتبارى ندارد، تقريبا ميشود گفت: محال است كه خداوند يك نفر هادى و پيامبر را كه بايد مردم پيش او بيايند و استفاده كنند باين وضع بياندازد تا ميزان صبر او را معلوم كند، در تورات فعلى كتاب ايّوب باب دوم آمده پس شيطان از حضور خداوند بيرون رفته، ايّوب را از كف پا تا كلّهاش بدملهاى سخت مبتلا ساخت و او سفالى گرفت تا خود را بخراشد و در ميان خاكستر نشسته بود.
٢- در كتاب قصص قرآن تأليف آقاى صدر بلاغى و در كتاب قصص قرآن تأليف محمّد احمد جاد المولى ترجمه آقاى سيد محمد- باقر موسوى در حالات ايّوب عليه السّلام داستان شيرينى نقل شده كه در آن، شيطان چندين بار به پيشگاه خدا ميرود و در هر نوبت رخصت گرفته مال و اولاد و سلامت بدن حضرت ايّوب را از بين ميبرد و او را بروز سياه مىنشاند.
اين همان قضيّه است كه در بعضى از روايات واقع شده و نيز در تورات كتاب أَيُّوب باب اوّل و دوّم منقول است آقاى موسوى در پاورقى ترجمه خود متذكر شده كه اين داستان از قرآن نيست و از كتب تفاسير است كه خيلى شباهت بنقل تورات دارد، ولى آقاى صدر