قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٠
بَكّة: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ- لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ» آل عمران:
٩٦، اوّلين خانهايكه براى مردم وضع شده همان است كه در بكّه است.
بكّ در لغت بمعنى ازدحام است و بكّه چنانكه طبرسى فرموده بمعنى محلّ ازدحام است بنا بر اين چون محلّ بيت و اطراف آن، محل ازدحام براى طواف و استلام و نماز و دعاست، بآن بكّه گفته شده و آن بمعنى وصف است نه علم محلّ و اگر جاى ديگر هم محلّ ازدحام باشد مثل جمرات منى بآنها هم بكّه گفته ميشود.
در الميزان فرموده: مراد از بكّه زمين كعبه است بواسطه ازدحام مردم، بكّه ناميده شده است.
طبرسى از امام باقر عليه السّلام نقل كرده كه بكّه مسجد الحرام است و مكّه تمام حرم. و اين مؤيد مطلب فوق است زيرا مسجد الحرام محل ازدحام است.
و گويند: مراد از بكّه، مكّه است ميم آن بباء قلب شده است.
محلّ كعبه و محلّ طواف و غيره نيز گفتهاند.
بُكم: أَبْكَم بمعنى لال مادر- زاد است چنانكه طبرسى و راغب و ابن اثير در نهايه، تصريح كردهاند و جمع آن بكم است مثل «أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ» نحل:
٧٦ يكى از آندو لال است و بر چيزى قادر نيست، و مثل «صُمٌ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ» بقره:
١٨: كرند، لالند، كوراند پس بر نميگردند.
راغب ميگويد: أبكم كسى است كه لال بدنيا آيد و اخرس مطلق لال است خواه از مادر زائيده شود و خواه بعدا لال گردد پس ميان آندو عموم و خصوص مطلق هست. هر ابكم اخرس است و بعضى ابكم اخرس نيست.
مراد از صمّ و بكم در آيه فوق و نظائر آن كسانىاند كه بحرف حق گوش نميدهند و بآن اقرار نميكنند.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج١ ؛ ص٢٢١