قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٨
«أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَ لا يَكادُ يُبِينُ» زخرف: ٥٢، يا من بهترم از اينكه خوار است و نزديك نيست سخنش را آشكار كند و فصيح بگويد. اين قول فرعون است كه در باره موسى گفت و «يبين» در اينجا متعدّى است. در مجمع البيان از حسن نقل شده كه در موقع بعثت گره از زبان موسى گشوده شده بود چون در دعاى خود گفت «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي» خدا در جواب فرمود «قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى» و فرعون اين سخن را براى تعيير گفت و اشاره بما سبق كرد. اين استدلالات كاملا صحيح است ولى ظاهر آيه آنست كه اثرى باقى مانده بود.
احتمال ديگرى بنظر ميايد كه قوى است، و آن اينكه معنى «وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي» آن نيست كه در زبان موسى گره بوده است بلكه موسى از خدا خواست كه منطق او را روان گرداند تا حقايق را خوب مجسّم كند و مطلبش را بفهمند، و فرعون غرضش آن بود كه اين شخص از اقامه حجت عاجز است و ادعا و دليلش روشن نيست. بنظرم عقده زبان موسى از آن در اذهان مانده كه نقل شده در بچّگى آتش را در دهان گذاشت و زبانش لكنت پيدا كرد. و مؤيّد احتمال ما آن است كه موسى ميخواست در مقابل فرعون سخن گويد و احتمال داشت مقام و جاه فرعون سبب تلجلج زبان موسى گردد و مطلب را خوب ادا نكند لذا گفت: پروردگارا منطق مرا روان كن و لكنت از زبانم بگشا. در جاى ديگر آمده كه موسى بخدا عرض كرد «وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ» شعراء: ١٣ كاملا روشن است كه موسى از تنگى سينه و در نتيجه از روان نشدن زبانش مىترسيد و آيه «وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً» قصص، ٣٤، روشن ميكند كه هارون از موسى فصيحتر بود نه اينكه موسى لكنت داشت.
بنا بر آنچه گفته شد كه افعال