قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٦
بزرگ بجهت وسعت و كثرت آبش بحر شمرده شده چون در روى زمين دريائى نيست كه آبش عذب و فرات (شيرين و گوارا) باشد و همه شور و تلخاند در مجمع ذيل آيه ٩٦ مائده فرموده: عرب نهر را بحر مينامند، آنجا كه دو دريا بهم ميپيوندد مراد از برزخ و مانع نفوذ ناپذير چيست؟
در الميزان ذيل آيه ١٩ سوره رحمن فرموده: بهترين چيزيكه در اين باره گفته شده آنست كه مراد از بَحْرَيْنِ در آيه جنس درياى شور است كه تقريبا سه ربع كره زمين را گرفته و مطلق درياى شيرين كه در مخازن زمين ذخيره شده كه چشمهها از آن شكافته و نهرها از آن جارى ميشود و در درياى شور ميريزد. اين دو پيوسته بهم مخلوط ميشوند ولى حايلى كه خود مخازن و مجارى زمين باشد ميان آندو هست كه نميگذارد درياى شور بدرياى شيرين تجاوز كند و آنرا شور گرداند و زندگى از بين برود. و مانع از آنست كه آب شيرين بآب شور ريخته و آنرا شيرين گرداند و اثرش را از بين ببرد.
نگارنده گويد: اين سخن كه مراد از برزخ تكّههاى زمين است بنظر قانع كننده ميايد.
[نهرهاى دريائى]
٥- «وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ» رحمن: ٢٤، يعنى براى خداست آنها كه جارىاند و در دريا بوجود آمدهاند كه مانند مرزهااند، جوار جمع جاريه است يعنى جارى شوندهها، منشأت از نشاء است يعنى بوجود آمدهها و پيدا شدهها، اعلام جمع علم است و آن چنانكه راغب در مفردات گويد علامت شيئى است مثل علامت راه و علامت لشگر. و كوه را از آن علم گويند كه نشانهى وجود خودش است.
در اقرب الموارد آمده: علم، شكاف لب بالا، يا شكاف يكطرف آن، مرز ميان زمينها، نشانه راه و كوه طويل و گويند شامل هر كوه است.
پس اعلام بمعنى مرزها و