قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٥
مردم (يهود مثلا) بر عليه شما دليلى نداشته باشند و بدانند كه پيغمبر اسلام مطابق آنچه تورات گفته است عمل كرد، ليكن ستمكاران آنها قانع نخواهند شد، از آنها نترسيد.
آيه ديگرى كه گفتهاند الّا بمعنى واو است اين آيه است «يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ» نمل:
١٠ و ١١ گفتهاند: تقديرش چنين است «لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً».
در تفسير الميزان فرموده:
آنچه ميشود گفت- اللَّه اعلم- اين است كه چون آيه قبلى از ايمنى و عدم خوف مرسلين خبر داد، بنظر آمد كه غير مرسلين از اهل ظلم ايمنى ندارند و بايد بترسند، آيه توبه كاران اهل ظلم را استدراك و استثناء كرد ... و منظور اين است:
لكن آنكه معصيت كرده و بعد توبه نموده نيز نبايد بترسد. ناگفته نماند در اين صورت عدم ترس بيگناهان نيز ضمنا مفهوم ميشود.
در مجمع البيان ذيل آيه ١٥٠ بقره از مبرّد نقل شده كه: الّا هيچ وقت بمعنى واو نميايد.
ناگفته نماند در قرآن مجيد استثناء منقطع كه بمعنى «لكن، ولى» است بسيار يافت ميشود و اينكه گفتهاند: استثناء منقطع در كلام فصيح نميايد درست نيست در دو آيه گذشته استثناء چنانكه ديديم منقطع است و در كريمه «ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ» نساء: ١٥٧ نيز منقطع است. و شاهد بسيار روشن اين استثناء آيات ٤٠- ٧٤ ١٢٨- ١٦٠ سوره صافّات است كه همه الّاها بمعنى «ولى و لكن» آمده و منقطعاند در مجمع و كشّاف تصريح شده كه آن در «إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ» غاشيه: ٢٤ منقطع است.
الّتي: اسم موصول و مؤنّث الّذى است. از جمع آن فقط در قرآن فقط اللّائي و اللّاتي بكار رفته مثل «إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي