قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٥
همين مضمون است.
٢- او در بناى كعبه با پدرش شركت كرد بقره: ١٢٧ و همو بود كه راضى شد پدرش او را در راه خدا قربانى كند (كه در ابراهيم گذشت) گذشته از روايات اهل بيت عليهم السّلام قرآن خود شاهد است كه ذبيح او بود نه برادرش اسحق، در سوره صافّات پس از نقل داستان مفصل قربانى ميگويد «وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ» اين آيه بدست ميدهد كه اسحق در آنروز هنوز متولد نشده بود و مژده ولادت وى پس از جريان قربانى بابراهيم داده شد. پس از نوشتن اين استدلال ديدم عين آنرا امام صادق عليه السّلام در روايتى كه در الميزان از فقيه نقل شده بيان فرمودهاند و نيز در بحار ج ١٢ ص ١٢٩ از حضرت رضا عليه السّلام نقل گرديده است.
براى تكميل بحث به بحار (ج ١٢ ص ١٢٣) طبع جديد رجوع شود در اصول كافى ج ١ باب مشيت و اراده حديث چهارم ذبيح را اسحق گفته. علامه طباطبائى در ذيل آن فرموده: اين خلاف اخبار متظافر شيعه است.
امّا اسمعيل صادق الوعد، سه دفعه با ادريس و يسع ذكر شده چنانكه گذشت و خدا او را در آن سه محلّ تعريف كرده كه از بندگان صابر و برگزيده است و بر عالميان فضيلت دارد. و نيز در باره او فرموده «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا» مريم ٥٤- ٥٥.
يعنى در اين كتاب ياد كن اسمعيل را كه صادق الوعد و پيامبر بلند پايه بود، كسان خود را بنماز خواندن و زكوة دستور ميداد و نزد پروردگارش پسنديده بود.
در قرآن مجيد كلمه «اهل» چون بشخص اضافه شود مثل:
أَهْلِي* و أَهْلَهُ*، اغلب بمعنى كسان و خانواده آمده على هذا از جمله «يَأْمُرُ أَهْلَهُ» ميشود استفاده كرد كه او فقط بخانوادهى خود پيغمبر بود