قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧١
در آن روزگار بىنظير بوده است، امّا بهشتى و شهرى با آن طمطراق افسانهاى بيش نيست، در خاتمه اين نكته را ناگفته نگذاريم كه در اين باره هر چه جستجو كرديم، حديثى از رسول خدا و ائمّه عليهم السّلام هر چند ضعيف هم باشد نقل نشده است، و من اين مطلب را در كتاب سيرى در اسلام مفصّل و روشنتر آوردهام.
أَزْر: نيرو، محكمى (نهايه) موسى بخدا عرض كرد اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي» طه: ٣١ بوسيله برادرم هارون بر نيروى من بيافزاى و مرا بوسيله او نيرومندتر كن، و او را شريك كار من گردان در قاموس، احاطه، نيرو، تقويت و پشت، معنى شده. در مجمع البيان ذيل آيه فوق گويد: يعنى پشت مرا بدو محكم كن، بنظر ميايد كه معنى جامع، همان محكمى باشد، و آن با احاطه و پشت قابل جمع است.
«كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ» فتح: ٢٩ يعنى مانند زرعى كه جوانه خود را از زمين بيرون كرد (روياند) پس آنرا نيرو داد تا سخت شد، مفاعله در آيه، بمعنى تكثير است.
آزر: «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً» انعام: ٧٤ ظاهر آيه آنست كه آزر پدر ابراهيم عليه السّلام بود. و صريح آيات است كه آزر مشرك و بت پرست بود و در مقام انكار ميگفت «أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ» مريم: ٤٦ در اين جا دو سئوال پيش ميآيد، [پدر ابراهيم] اول آنكه اهل تاريخ نام پدر ابراهيم عليه السّلام را تارح (با حاء و خاء) نوشتهاند، در مجمع البيان از زجّاج نقل شده: بين علماء نسب اختلاف نيست كه نام پدر ابراهيم، تارخ بود مسعودى در اثبات الوصية پدر آن حضرت را از پيامبران شمرده و نام وى را تارخ گفته است، ميگويد:
تارخ كه پدر ابراهيم خليل بود: در عهد نمرود بدعوت برخاست و آنگاه او را بيست و چهارمين پيغمبر از پيامبران نقل ميكند و نيز ميگويد:
از عالم عليه السّلام نقل شده كه: آزر