قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٥
وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً فرقان: ٣٩ براى همه مثلها را زديم و همه را نابود كرديم نابود كردن كامل.
نا گفته نماند: راغب تبر را متعدى گفته و گويد: «تَبَرَهُ و تَبَّرَهُ» هر دو بيك معنى است، قاموس نيز چنين گفته است. ولى در اقرب الموارد «تَبَرَ» از باب نصر ينصر و علم يعلم، لازم و بمعنى هلاك شدن و «تَبَّرَ» از باب تفعيل متعدى و بمعنى هلاك كردن آمده است.
وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً نوح: ٢٨، تبار اسم مصدر و بمعنى هلاكت است، و ظالمان را جز نابودى ميافزاى. إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ اعراف: ١٣٩، حقّا آنچه اينان در آنند نابود شونده است.
اگر ثلاثى و مزيد فيه اين كلمه هر دو متعدى باشند لازم است بگوئيم تفعيل در اينجا از براى تكثير است وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً اسراء:
٧، بهر چه غالب شدند بطور كامل نابودش كنند.
تبع: تبع و اتّباع بمعنى پيروى است. خواه بطور معنوى و اطاعت باشد مثل فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ بقره: ٣٨، هر كه از هدايت من پيروى كند براى آنها خوفى نيست و محزون نميشوند و خواه بطور محسوس و دنبال كردن نحو فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ يونس:
٩٠، فرعون و لشگريانش آنها را تعقيب كردند و از پى آنها رفتند.
ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً بقره: ٢٦٢، سپس در پى چيزى را كه انفاق كردهاند منّتى يا اذيتى قرار نميدهند أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ثُمَ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ مرسلات: ١٧، آيا پيشينيان را نابود نكرديم سپس ديگران را از پى ايشان ميبريم. و با آيه فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ ...
ديديم كه باب افعال بمعنى پيروى و دنبال كردن و هم پيرو قرار دادن است.
وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي يوسف:
٣٨، از دين پدرانم پيروى كردم.
تبع: بر وزن فرس بمعنى تابع