قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٥
زائد گفتهاند. بيضاوى ذيل آيه ٤٥ سوره نساء گويد: باء براى تأكيد اتصال بفاعل كفى اضافه ميشود.
ولى از انصاف نبايد گذشت اگر باء در اينگونه موارد زائد مىبود لازم بود كه در «كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ» نيز جايز باشد كه بگوئيم:
«كَفى بِاللَّهِ الْمُؤْمِنينَ الْقِتال» و اين جايز نيست و معنى درست در نميايد ما در اينجا قول راغب و زجّاج را اختيار ميكنيم كه گفتهاند: كفى در موارديكه بعد از آن باء آمده بمعناى «اكتف» است «كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً» يعنى كفايت كن و بس كن بخدا در گواهى «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» بخوان كتاب خود را و بس كن بنفس خود در حسابگرى بر خود. در اين صورت باء براى تعديه است و اتفاقا معناى آيات كاملا درست و دلچسب در ميايد.
وانگهى باء در صورتى بعد از «كفى» ميايد كه ما بعد آن منصوبى در معناى حال باشد (مثل حَسِيباً* ...، شَهِيداً* ...، وَلِيًّا ...، نَصِيراً در آيات گذشته) چنانكه راغب گفته است پس صحيح اين است كه كفى در اينگونه موارد در جاى «اكتف» است چنانكه فعل تعجّب «احسن بزيد» در جاى «ما احسن» واقع است و معنايش اين است: اكتف باللَّه شهيداً.
طبرسى در ذيل آيه ٤٥ از سوره نساء فرموده: در باره دخول باء بلفظ اللَّه دو قول است يكى تأكيد اتصال، دوّمى بقول زجّاج: «كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا» در معنى اكتفوا باللَّه است يعنى بس كنيد بخدا در ولايت. پس اينكه گفتهاند: باء در فاعل زائد آيد مثل كفى باللَّه كه باللَّه فاعل كفى و باء در آن زائد است صحّت ندارد، باء در اينگونه موارد زائد نيست بلكه براى تعديه است.
و نيز گفتهاند باء در مفعول زائد ميايد مثل «لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» بقره: ١٩٥ «بِأَيْدِيكُمْ» را مفعول «لا تُلْقُوا» و باء آنرا زائد گفتهاند چنانكه اقرب الموارد و طبرسى و