قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٠
بلاغى اين اشاره را هم ندارد.
نا گفته نماند: نقل اينگونه حكايات در كتابيكه نام آنرا قصص قرآن گذاشتهايم مناسب نيست زيرا اينها قصص قرآن نيستند و اثبات آنها خيلى مشكل است.
٣- در خصال صدوق از امام باقر عليه السّلام نقل است كه: ... ايّوب با همهى محنتهايش، بوى او بد نشد، صورتش ناپسند نگرديد، چرك و خونى از بدنش بيرون نيامد، كسى بهنگام ديدن او از وى متنفّر نگرديد و وحشت ننمود، و در هيچ جاى بدنش كرم توليد نگرديد الخ (بحار ج ١٢ ص ٣٤٨ طبع جديد) مجلسى عليه الرحمه بعد از نقل اين حديث فرموده: اين خبر بمذهب اهل كلام از اماميّه اوفق است كه گفتهاند پيامبران از تنفّر آور بودن منزّهاند. آنگاه از سيّد مرتضى علم الهدى نقل ميكند كه گفته:
مرضهائيكه انسان از ديدن آنها تنفّر ميكند هيچ يك در انبياء نبايد باشد. ٤- ايّوب بطور حتم از فرزندان حضرت ابراهيم عليه السّلام است زيرا در قرآن ميخوانيم «وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ» انعام: ٨٤ و از اينكه در رديف انبياء بنى اسرائيل آمده ميتوان گفت كه از بنى اسرائيل است ولى يقين نيست، احتمال دارد كه از فرزندان اسمعيل پسر ابراهيم باشد.
٥- اين پيامبر عظيم در پيشگاه خدا داراى مقام والائى است، خداوند در سوره انعام او را از جمله انبياء از فرزندان ابراهيم شمرده و فرموده از نيكو كاران و صلحاء است انعام: ٨٤- ٨٥ و در سوره ص صبر او را پسنديده و او را بنده نيكو خوانده است «إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» ص:
٤٤.
٦- آنچه قرآن در باره اين پيامبر بزرگوار گفته كاملا طبيعى و دلچسب است و از كلمات ضدّ و نقيض و مضطرب و گيج كننده مبرّا