قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢
يكى براى زنش ساره: آنجا كه در جواب بت پرستان گفت: «إِنِّي سَقِيمٌ» و آنجا كه پس از شكستن بتها گفت:
«بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ» و آنجا كه بپادشاه جبّار گفت: ساره خواهر من است.
ابن اثير در نهايه مادّه سقم در توجيه آيه «إِنِّي سَقِيمٌ» بعد از چند وجه، گويد: صحيح آن است كه اين يكى از سه دروغ ابراهيم است دوّمى «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا» سوّمى كه گفت: ساره خواهر من است.
در كامل ابن اثير ج ١ باب ذكر هجرة ابراهيم باز مىبينيم كه اين حديث از ابو هريره نقل شده است.
قهرمان اين خرافه، ابو هريره دوسى است. روسياهى و دروغ پردازى اين شخص حاجت ببيان ندارد. اوست كه با كعب الاحبار مىنشست و دروغهاى او را برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىبست تعجّب از نويسندگان اين كتابهاست كه فكر نكردهاند اين گونه خرافات با آيه «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» و دهها آيات ديگر كه مقام شامخ إبراهيم عليه السّلام را روشن ميكند چگونه مىسازد؟!!! آيا خدا از يكطرف ميفرمايد «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ» و از طرف ديگر ابراهيم دروغگو (نَعُوذُ بِاللَّه) را خليل خود ميخواند؟! ولى چون ابو هريره نقل كرده بايد دم نزد و قبول كرد هر چند بر خلاف قرآن باشد عجبا؟!!! در تورات سفر پيدايش» باب ١٢ داستان مسافرت إبراهيم عليه السّلام بمصر نقل شده و در آنجاست كه ابراهيم گفت: اين خواهر من است در قرآن مجيد ذكرى از اين سفر و از اين سخن بميان نيامده و در كتابهائى امثال مروج الذهب و تاريخ يعقوبى نيز نقل نشده. ابو هريره نقل تورات را تا حدى رقيق كرده و بحضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله نسبت ميدهد و در همانجاست كه ابراهيم يكى از سه دروغ تاريخى خود را گفت و آن اين بود كه:
ساره خواهر من است كه بيم داشت اگر بگويد: زن من است در