قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٤
همان اصل و پايه است، النهايه استعمال آن در مادر حقيقى بقدرى شهرت دارد كه احتمال داده ميشود:
در «مادر» حقيقت و در معانى ديگر مجاز است.
موارد استعمال آن در كلام اللَّه مجيد بقرار ذيل ميباشد.
١- مادر حقيقى «وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ» قصص ٧ ٢- اصل و پايه. مثل امّ الكتاب در آيه «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَ أُمُ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ» آل عمران: ٧ يعنى: خدا كسى است كه بر تو كتاب نازل كرد، بعضى از آن، آيات محكم و واضح الدلالة است و آنها پايهى كتاباند و بعضى ديگر متشابهاتند.
در تفسير الميزان از عيون اخبار صدوق از امام رضا عليه السّلام نقل است كه فرمود: هر كه متشابه قرآن را بمحكم آن برگرداند بصراط مستقيم هدايت يافته است بعد فرمود: در اخبار ما نيز مانند قرآن متشابه هست متشابه آنرا بمحكمش برگردانيد، از متشابه آن پيروى نكنيد مبادا گمراه شويد.
بنا بر اين آيات محكم و واضح الدلاله از آن جهت امّ الكتاب ناميده شدهاند كه ريشه و پايهى كتابند و آيات متشابه با برگرداندن بآنها، روشن ميشوند مثلا در سوره حجر ميخوانيم «وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ» آيه: ٧٨، نميدانيم اصحاب ايكه قوم كدام پيغمبرند آنگاه در سوره شعراء آيه ١٧٦ چنين ميخوانيم «كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ. إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَ لا تَتَّقُونَ» معلوم ميشود كه اصحابايكه، قوم شعيباند. يا مثلا در يك جا ميخوانيم «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ» قيامت:
٢٣ از اين آيه بنظر ميايد كه خداوند جسم است و روز جزا بعضىها باو نگاه ميكنند، و در آيهى ديگر ميخوانيم «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ» انعام: ١٠٣ پى ميبريم كه مراد از آيه فوق، معنى ديگرى است زيرا كه اين آيه محكم و صريح