قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١
احتياجى نمىماند. اتفاقا پس از تحقيق در اين باره ديدم مرحوم مجلسى نيز در وجه چهارم از وجوهى كه براى آيه شريفه ذكر كرده اين توجيه را فرمودهاند (بحار الانوار حالات حضرت ابراهيم عليه السلام).
٣- «قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا» در باره اين آيه نيز سخنان بسيار گفته شده. در تفسير الميزان فرموده:
گفت شاهد حال كه همه قطعه قطعه شده و بزرگشان سالم مانده نشان ميدهد كه بزرگشان اين كار كرده است و اين مقدّمه بود كه بعدا بگويد:
از خودشان بپرسيد. و اين خبر، جدّى نيست بلكه براى الزام خصم است و اينگونه سخن در محاورات زياد است. انتهى.
آرى بطور حتم اينگونه سخن گفتن براى الزام خصم و اثبات حق است و گرنه قرآن آنرا بصورت قبول نقل نميكرد. كذب قبيح است كاذب مبغوض خداست. ولى ابراهيم عليه السلام خليل اللَّه است و محبوب خداست «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» نساء ١٢٥ «قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ» بقره:
١٣١ «سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ» صافات:
١٠٩.
وانگهى خود قرآن ميگويد ابراهيم خود اين نقشه را كشيد و بزرگشان را سالم گذاشت تا بدو رجوع كنند «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ» و در روايات اهل بيت عليهم السّلام در خصوص آيه ما نحن فيه هست كه فرمودهاند:
و اللَّه ابراهيم دروغ نگفت.
در صحيح بخارى جزء ٤ باب قول اللَّه «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» و جزء ٦ كتاب التفسير سوره بنى اسرائيل و جزء ٧ باب اتخاذ السرارى. و سنن ابى داود كتاب طلاق باب ١٦ و صحيح مسلم ج ٢ باب فضائل ابراهيم و صحيح ترمذى كتاب تفسير سوره انبياء حديث ٣ از ابو هريره از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل شده كه: ابراهيم دروغ نگفت مگر در سه مورد، دو تا براى خدا و