تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - تفسير آگاهى از غيب
(وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ).
بلكه" من تنها از دستورات و تعليماتى پيروى مىكنم كه از طريق وحى از ناحيه پروردگار به من مىرسد" (إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَ).
از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه پيامبر ص هر چه داشت و هر چه كرد از وحى آسمانى سر چشمه گرفته بود، و آن گونه كه بعضى پنداشتهاند به اجتهاد خود عمل نمىكرد و نه به قياس و نه به غير آن، بلكه برنامه او در امور دينى تنها پيروى از وحى بود.
و در پايان آيه به پيامبر ص دستور داده مىشود كه" بگو آيا افراد نابينا و بينا همانندند؟ و آنها كه چشم خود و انديشه و عقلشان بسته است با كسانى كه حقايق را به خوبى مىبينند و درك مىكنند برابرند؟ آيا فكر نمىكنيد" (قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ).
ذكر اين جمله بعد از جملههاى سهگانه سابق ممكن است به خاطر اين باشد كه در جملههاى قبل پيامبر ص فرمود: (من نه خزائن الهى را دارم، و نه عالم به غيبم، و نه فرشتهام تنها پيرو وحيم، ولى اين سخن نه به آن معنى است كه من با شما بت پرستان لجوج همانندم بلكه من انسانى هستم بينا، در حالى كه شما همچون نابينايان هستيد و اين دو مساوى نيستند! احتمال ديگر در پيوند اين جمله با جملههاى قبل اين است كه دلائل توحيد و همچنين حقانيت پيامبر آشكار است ولى چشم بينا ميخواهد كه آنها را ببيند و اگر شما قبول نداريد، نه به خاطر آن است كه موضوع مبهم يا پيچيده است بلكه بجهت آنست كه بينا نيستيد آيا بينا و نابينا يكسانند؟!