تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - تفسير
بِها) [١] قرآن در پاسخ آنها دو حقيقت را بازگو مىكند: نخست به پيامبر ص اعلام مىكند كه به آنها بگويد اين كار در اختيار من نيست كه هر پيشنهادى آنها بكنند انجام مىدهد، بلكه" معجزات تنها از ناحيه خدا است و به فرمان او است" (قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ).
سپس روى سخن را به مسلمانان سادهدلى كه تحت تاثير سوگندهاى غليظ و شديد مشركان قرار گرفته بودند كرده، مىگويد:" شما نمىدانيد كه اينها دروغ مىگويند و اگر اين معجزات و نشانههاى مورد درخواست آنها انجام شود باز ايمان نخواهند آورد" (وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ) [٢] صحنههاى مختلف برخورد پيامبر ص با آنها نيز گواه اين حقيقت است كه اين دسته در جستجوى حق نبودند بلكه هدفشان اين بود كه با بهانهجويىها مردم را سرگرم ساخته و بذر شك و ترديد در دلها بپاشند.
[١]" جهد" به معنى كوشش و تلاش براى انجام هر كارى است و منظور در اينجا كوشش براى سوگندهاى مؤكد است.
[٢] در اينكه" ما" در جمله فوق استفهاميه است يا نافيه و همچنين در چگونگى تركيب جمله در ميان مفسران گفتگو بسيار است، بعضى" ما" را استفهام انكارى گرفتهاند در حالى كه اگر چنين باشد معنى جمله چنين خواهد بود:" شما از كجا مىدانيد كه اگر معجزهاى بيايد ايمان نمىآورند" يعنى ممكن است ايمان بياورند و اين درست بر خلاف مقصود آيه است، لذا بعضى" ما" را به معنى نافيه گرفتهاند (نزديكتر به ذهن همين است) بنا بر اين معنى جمله چنين مىشود:" شما نمىدانيد كه اگر اين معجزات نيز انجام شود، آنها ايمان نخواهند آورد" و در اين صورت فاعل" يشعر" كلمه" شىء" است كه در تقدير مىباشد، و يشعر داراى دو مفعول است" كم" مفعول اول و" انها ..." مفعول ثانى است (دقت كنيد).