تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - تفسير
بعد به يكى ديگر از دلائل نفى ربوبيت مسيح ع اشاره كرده، مىگويد:
او و مادرش هر دو غذا مىخوردند (كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ).
كسى كه اين چنين نيازمند است كه اگر چند روز غذا به او نرسد قادر بر حركت نيست چگونه مىتواند خدا يا در رديف خدا باشد.
و در پايان آيه اشاره به روشنى اين دلائل از يك طرف و لجاجت و سرسختى و نادانى آنها در برابر اين دلائل آشكار از طرف ديگر كرده و مىگويد: بنگر چگونه دلائل را به روشنى براى آنها شرح مىدهيم و سپس بنگر چگونه اينها از قبول حق سرباز مىزنند (انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ) [١] بنا بر اين تكرار" انظر" در اين دو جمله اشاره به اين است كه از يك سو در اين دلائل روشن بنگر كه براى توجه هر كس كافى است و از يك سو به عكس- العملهاى منفى و حيرتانگيز آنها بنگر كه براى هر كس تعجبآور است.
در آيه بعد براى تكميل استدلال گذشته مىگويد: شما مىدانيد كه مسيح ع خود سر تا پا نيازهاى بشرى داشت و مالك سود و زيان خويش هم نبود تا چه رسد به اينكه مالك سود و زيان شما باشد" آيا چيزى را پرستش مىكنيد كه نه مالك زيان شما است، نه مالك سود شما است" (قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً).
و به همين دليل بارها در دست دشمنان گرفتار شد و يا دوستانش گرفتار شدند و اگر لطف خدا شامل حال او نبود هيچ گامى نمىتوانست بردارد.
و در پايان به آنها اخطار مىكند كه گمان نكنيد خداوند سخنان نارواى شما را نمىشنود و يا از درون شما آگاه نيست" خداوند هم شنوا است و هم دانا"
[١] يؤفكون از ماده افك و آن در اصل به معنى منصرف ساختن از چيزى است و مأفوك به كسى گفته مىشود كه از حق باز داشته شده است، اگر چه بر اثر تقصير خودش باشد و از آنجا كه دروغ انسان را از حق باز مىدارد به آن افك گفته مىشود.