تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - تفسير بزرگترين ظلم
(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ).
در حقيقت جمله اول اشاره به انكار توحيد است، و جمله دوم اشاره به انكار نبوت، و به راستى ظلمى از اين بالاتر نمىشود كه انسان جماد بى ارزش و يا انسان ناتوانى را همتاى وجود نامحدودى قرار دهد كه بر سراسر جهان هستى حكومت مىكند، اين كار از سه جهت ظلم محسوب مىشود: ظلم نسبت به ذات پاك او كه شريكى براى او قائل شده، و ظلم بر خويشتن كه شخصيت و ارزش وجود خود را تا سر حد پرستش يك قطعه سنگ و چوب پائين آورده، و ظلم بر اجتماع كه بر اثر شرك گرفتار تفرقه و پراكندگى و دور شدن از روح وحدت و يگانگى شده است.
مسلما هيچ ستمگرى- مخصوصا چنين ستمگرانى كه ستم آنها همه جانبه است- روى سعادت و رستگارى نخواهند ديد (إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ).
البته در آيه فوق صريحا كلمه" شرك" ذكر نشده ولى با توجه به آيات قبل و آيات بعد كه همگى پيرامون مسئله شرك صحبت مىكند روشن مىشود كه منظور از كلمه" افتراء" در اين آيه همان تهمت شريك قائل شدن براى ذات خدا است.
قابل توجه اينكه: در ١٥ مورد از قرآن مجيد افرادى به عنوان ظالمترين و ستمكارترين مردم معرفى شدهاند كه همه با جمله استفهاميه" و من اظلم" يا" فمن اظلم" (چه كسى ستمكارتر است) شروع شده است، گرچه بسيارى از اين آيات درباره شرك و بت پرستى و انكار آيات الهى سخن مىگويد، يعنى ناظر به اصل توحيد است، ولى بعضى از آنها نيز درباره مسائل ديگر مىباشد مانند" وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ"" چه كسى ستمكارتر است از آنهايى كه مانع ذكر نام خدا در مساجد شوند"؟ (بقره- ١١٤).
و در مورد ديگر مىخوانيم:" وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ":