تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢ - خلاصه جريان غدير
وظيفه دارند اين خبر را به غائبان برسانند".
خطبه پيامبر ص بپايان رسيد، عرق از سر و روى پيامبر ص و على ع و مردم فرو مىريخت، و هنوز صفوف جمعيت از هم متفرق نشده بود كه امين وحى خدا نازل شد و اين آيه را بر پيامبر ص خواند: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ...:" امروز آئين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم، پيامبر ص فرمود:
اللَّه اكبر، اللَّه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و الولاية لعلى من بعدى
:" خداوند بزرگ است، همان خدايى كه آئين خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام كرد، و از نبوت و رسالت من و ولايت على ع پس از من راضى و خشنود گشت".
در اين هنگام شور و غوغايى در ميان مردم افتاد و على ع را به اين موقعيت تبريك مىگفتند و از افراد سرشناسى كه به او تبريك گفتند، ابو بكر و عمر بودند، كه اين جمله را در حضور جمعيت بر زبان جارى ساختند:
بخ بخ لك يا بن ابى طالب اصبحت و امسيت مولاى و مولا كل مؤمن و مؤمنه:
" آفرين بر تو باد، آفرين بر تو باد، اى فرزند ابو طالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدى".
در اين هنگام ابن عباس گفت:" به خدا اين پيمان در گردن همه خواهد ماند".
و حسان بن ثابت شاعر معروف، از پيامبر ص اجازه خواست كه به اين مناسبت اشعارى بسرايد، سپس اشعار معروف خود را چنين آغاز كرد:
|
يناديهم يوم الغدير نبيهم |
بخم و اسمع بالرسول مناديا |
|
|
فقال فمن مولاكم و نبيكم؟ |
فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا: |