تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - خلاصه جريان غدير
آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شما است، دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد، و اما دومين يادگار گرانقدر من خاندان منند و خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد.
ناگهان مردم ديدند پيامبر ص به اطراف خود نگاه كرد گويا كسى را جستجو مىكند و همين كه چشمش به على ع افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد، آن چنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير اسلام است، در اينجا صداى پيامبر ص رساتر و بلندتر شد و فرمود:
ايها الناس من اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم
:" چه كسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!".
گفتند: خدا و پيامبر ص داناترند، پيامبر ص گفت: خدا، مولى و رهبر من است، و من مولى و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم (و اراده من بر اراده آنها مقدم) سپس فرمود:
فمن كنت مولاه فعلى مولاه
:" هر كس من مولا و رهبر او هستم، على، مولا و رهبر او است"- و اين سخن را سه بار و به گفته بعضى از راويان حديث، چهار بار تكرار كرد و به دنبال آن سر به سوى آسمان برداشت و عرض كرد:
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حيث دار
:" خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن كس كه او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن كس كه او را مبغوض دارد، يارانش را يارى كن، و آنها را كه ترك ياريش كنند، از يارى خويش محروم ساز، و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مكن".
سپس فرمود:
الا فليبلغ الشاهد الغائب
:" آگاه باشيد، همه حاضران