تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - تفسير اسرار غيب!
" توفى" در لغت به معنى باز گرفتن است، و اينكه خواب را يك نوع باز گرفتن روح معرفى كرده، بخاطر آن است كه خواب- همانطور كه معروف است- برادر مرگ است، مرگ تعطيل كامل دستگاه مغز آدمى و قطع مطلق پيوند روح و جسم است، در حالى كه خواب تنها تعطيل بخشى از دستگاه مغز و ضعيف شدن اين پيوند است، بنا بر اين خواب مرحله كوچكى از مرگ حساب مىشود [١]" جرحتم" از ماده" جرح" و در اينجا به معنى اكتساب و به دست آوردن چيزى است. يعنى شما شب و روز در زير چتر قدرت و علم خداوند قرار داريد، آن كس كه از پرورش دانههاى نباتات در دل خاك، و از سقوط و مرگ برگها در هر مكان و هر زمان آگاه است، از اعمال شما نيز آگاهى دارد.
سپس مىگويد: اين نظام خواب و بيدارى تكرار مىشود، شب مىخوابيد" و روز شما را بيدار مىكند و اين وضع هم چنان ادامه دارد تا پايان زندگى شما فرا رسد" (ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى) [٢] سرانجام نتيجه نهايى بحث را چنين بيان مىكند" سپس بازگشت همه به سوى خدا است و شما را از آنچه انجام دادهايد آگاه مىسازد" (ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).
" او تسلط كامل بر بندگان خود دارد و همو است كه حافظان و مراقبانى بر شما
[١] در جلد دوم تفسير نمونه صفحه ٤٣١ نيز در اين باره صحبت كردهايم.
[٢] ضمير" فيه" به" نهار" برمىگردد، و" بعث" در اينجا به معنى برانگيختن از خواب و بيدار كردن است و منظور از" أَجَلٌ مُسَمًّى" عمرى است كه براى هر كسى مقرر شده.