تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - تفسير
ص مامور شد كه از طرد آنها خوددارى كند، و آنها را از خود جدا نسازد و بعضى معتقدند درباره جمعى از گناهكاران بوده است كه نزد پيامبر ص آمدند و اظهار داشتند ما گناهان زيادى كردهايم و پيامبر ص سكوت كرد تا آيه فوق نازل شد.
اما شان نزول آن هر چه باشد، شك نيست كه مفهوم آيه يك معنى كلى و وسيع است و همه را شامل مىشود، زيرا نخست به صورت يك قانون كلى به پيامبر ص دستور مىدهد كه تمام افراد با ايمان را هر چند گناهكار باشند، نه تنها طرد نكند، بلكه به خود بپذيرد و چنين مىگويد:
" هر گاه كسانى كه به آيات ما ايمان آوردهاند به سراغ تو بيايند، به آنها بگو: سلام بر شما (وَ إِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ).
اين سلام ممكن است از ناحيه خدا و بوسيله پيامبر ص بوده باشد، و يا مستقيما از ناحيه خود پيامبر ص و در هر حال دليل بر پذيرا شدن و استقبال كردن و تفاهم و دوستى با آنها است.
در جمله دوم اضافه مىكند، كه" پروردگار شما رحمت را بر خود فرض كرده است" (كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ).
" كتب" كه از ماده" كتابت" به معنى نوشتن است، در بسيارى از موارد كنايه از الزام و ايجاب و تعهد مىباشد، زيرا يكى از آثار نوشتن مسلم شدن و ثابت ماندن چيزى است.
و در جمله سوم كه در حقيقت توضيح و تفسير رحمت الهى است، با تعبيرى محبت آميز چنين مىگويد:" هر كس از شما كارى از روى جهالت انجام دهد، سپس توبه كند و اصلاح و جبران نمايد، خداوند آمرزنده و مهربان است" (أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ) همانطور كه سابقا [١] گفتهايم منظور از" جهالت" در اينگونه موارد،
[١] تفسير نمونه جلد ٣ صفحه ٣١٣.