تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - مبارزه با فكر طبقاتى
إِلَيَ":" من همواره پيرو وحى الهى هستم" سازگار نيست، چگونه مىتوان باور كرد پيامبر ص بدون انتظار وحى تسليم چنين پيشنهادى شده باشد.
به علاوه جمله و" و لا تطرد" كه در آغاز آيه مورد بحث مىخوانيم نشان مىدهد كه آنها پيشنهاد طرد مطلق آن دسته از ياران پيامبر ص را داشتهاند نه پيشنهاد تناوب، زيرا تناوب با طرد فرق بسيار دارد و اين نشان مىدهد كه شان نزول همان است كه در آغاز آورديم.
در اين آيه به يكى ديگر از بهانهجوئيهاى مشركان اشاره شده و آن اينكه آنها انتظار داشتند پيامبر امتيازاتى براى ثروتمندان به نسبت طبقه فقير قائل شود، و معتقد بودند كه نشستن آنها در كنار ياران فقير پيامبر ص براى آنها عيب و نقص بزرگى است، بىخبر از اينكه اسلام آمده تا به اينگونه امتيازات پوچ و بى اساس پايان دهد، لذا آنها روى اين پيشنهاد اصرار داشتند كه پيامبر ص اين دسته را از خود براند، اما قرآن صريحا و با ذكر دلائل زنده پيشنهاد آنها را نفى مىكند نخست مىگويد:" كسانى را كه صبح و شام پروردگار خود را مىخوانند و جز ذات پاك او نظرى ندارند، هرگز از خود دور مكن" (وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ) [١] قابل توجه اينكه در اينجا بدون اينكه نام يا عنوان اين اشخاص را ذكر
[١] وجه در لغت به معنى صورت است و گاهى به معنى ذات بكار مىرود، و منظور از آن در آيه فوق معنى دوم است شرح بيشتر درباره اين موضوع را در جلد دوم تفسير نمونه صفحه ٢٦٣ مطالعه فرمائيد.