تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤ - تفسير اتمام حجت
(قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا).
آرى دلائل كافى از طرف پروردگار در اختيار آنها بود و آنها راه را از چاه مىشناختند" ولى زندگى فريبنده دنيا، و زرق و برق وسوسهانگيز آن، آنها را فريب داد" (وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا).
اين جمله به خوبى مىرساند كه سد بزرگ راه سعادت انسانها دلبستگى بىحد و حساب و تسليم بىقيد و شرط در برابر مظاهر جهان ماده است، دلبستگيهايى كه انسان را به زنجير اسارت مىكشاند و او را به هر گونه ظلم و ستم، تعدى و اجحاف، خود خواهى و طغيان، دعوت مىكند.
بار ديگر قرآن تاكيد مىكند كه" آنها با صراحت به زيان خود گواهى مىدهند كه راه كفر پوييدند و در صف منكران حق قرار گرفتند" (وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ).
كلمه" بظلم" مىتواند به اين معنى باشد كه خدا كسى را به خاطر ستمهايش، و در حال غفلت، پيش از فرستادن پيامبران مجازات نمىكند، و مىتواند به اين معنى باشد كه خدا افراد غافل را از روى ظلم و ستم كيفر نمىدهد زيرا كيفر دادن آنها در اين حال، ظلم و ستم است و خداوند برتر از اين است كه در باره كسى