تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - شان نزول نخستين مهاجران اسلام
مىطلبند؟! عمرو- نه ما هيچگونه مطالبهاى از شما نداريم.
جعفر- آيا خونى از شما ريختهايم؟ كه آن را از ما مىطلبيد؟! عمرو- نه چنين چيزى در كار نيست.
جعفر- پس از ما چه مىخواهيد كه اينهمه ما را شكنجه و آزار داديد و ما از سرزمين شما كه مركز ظلم و بيدادگرى بود بيرون آمديم؟! سپس جعفر رو به نجاشى كرد و گفت: ما جمعى نادان بوديم، بت پرستى مىكرديم، گوشت مردار مىخورديم، انواع كارهاى زشت و ننگين انجام مىداديم، قطع رحم مىكرديم و نسبت به همسايگان خويش بدرفتارى داشتيم، و نيرومندان ما ضعيفان را مىخوردند! ولى خداوند پيامبرى در ميان ما مبعوث كرد كه به ما دستور داده است هر گونه شبيه و شريك را از خدا دور سازيم و فحشاء و منكرات و ظلم و ستم و قمار را ترك گوئيم، به ما دستور داده نماز بخوانيم، زكات بدهيم، عدالت و احسان پيشه كنيم و بستگان خود را كمك نمائيم.
نجاشى گفت: عيساى مسيح نيز براى همين مبعوث شده بود! سپس از جعفر پرسيد آيا چيزى از آياتى كه بر پيامبر شما نازل شده است حفظ دارى؟
جعفر گفت: آرى و سپس شروع به خواندن سوره" مريم" كرد.
حسن انتخاب جعفر، در مورد آيات تكان دهنده اين سوره كه مسيح و مادرش را از هر گونه تهمتهاى ناروا پاك مىسازد، اثر عجيبى گذاشت تا آنجا كه قطره هاى اشك شوق، از ديدگان دانشمندان مسيحى سرازير گشت، و نجاشى صدا زد به خدا سوگند نشانههاى حقيقت در اين آيات نمايان است! هنگامى كه" عمرو" خواست در اينجا سخنى بگويد و تقاضاى سپردن