تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - تفسير آنها كه دين حق را به بازى گرفتهاند
" و در آن روز جز خدا نه حامى و ياورى دارد و نه شفاعت كنندهاى" (لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ).
كار آنها در آن روز به قدرى سخت و دردناك است و چنان در زنجير اعمال خود گرفتارند كه" هر گونه غرامت و جريمه آن را (فرضا داشته باشند و) بپردازند كه خود را از مجازات نجات دهند از آنها پذيرفته نخواهد شد" (وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها) [١] چرا كه" آنها گرفتار اعمال خويش شدهاند" نه راه جبران در آن روز باز است و نه زمان، زمان توبه است به همين دليل راه نجاتى براى آنها تصور نمىشود (أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا).
سپس به گوشهاى از مجازاتهاى دردناك آنها اشاره كرده، مىگويد:" نوشابهاى دارند از آب داغ و سوزان به همراه عذاب دردناك در برابر پشتپازدنشان به حق و حقيقت" (لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ).
آنها از درون به وسيله آب سوزان مىسوزند و از برون بوسيله آتش! نكتهاى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه جمله أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا (آنها گرفتار اعمال خويش هستند) در حقيقت به منزله دليل و علت عدم قبول غرامت و عدم وجود ولى و شفيع براى آنها است، يعنى مجازات
[١] عدل در اينجا به معنى معادل و چيزى است كه به عنوان جبران كار خلاف داده مىشود تا طرف آزاد گردد، در حقيقت معنى آن شبيه" غرامت و جريمه و فديه" است.