تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠ - تفسير
همان غلبه و طغيان شهوت است كه انسان نه از روى دشمنى و عداوت با حق، بلكه به خاطر غلبه هوى و هوس آن چنان مىشود كه فروغ عقل و كنترل شهوت را از دست مىدهد، چنين كسى با اينكه عالم به گناه و حرام است اما چون علمش تحت الشعاع هوى و هوس واقع شده، به آن" جهل" اطلاق گرديده، مسلما چنين كسى در برابر گناه خود مسئول است، اما چون از روى عداوت و دشمنى نبوده، سعى و كوشش مىكند اصلاح و جبران كند.
در حقيقت آيه فوق به پيامبر ص دستور مىدهد، كه هيچ فرد با ايمانى را از هر طبقه و نژاد و در هر شرائطى بوده باشد، نه تنها از خود نراند، بلكه آغوش خويش را يكسان به روى همه بگشايد، حتى اگر كسانى آلوده به گناهان زياد باشند، آنها را نيز بپذيرد و اصلاح كند.
[١] در حقيقت جمله و لتستبين ... عطف بر جمله محذوفى است كه به قرينه مقابله فهميده مىشود، يعنى" لتستبين سبيل المؤمنين المطيعين و لتستبين سبيل المجرمين":" تا راه ايمان آورندگان مطيع و راه گناهكاران هر دو آشكار گردد.