تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - تفسير
داريد به علاوه كتاب" ما" و" شما" مطرح نيست، آنچه مطرح است كتابهاى آسمانى است و آنچه از ناحيه خدا آمده، پس چگونه مىتوانيد با اين منطق سست، آخرين كتاب را ناديده بگيريد.
ولى قرآن بار ديگر اشاره به وضع اكثريت آنها كرده، مىگويد:" بسيارى از آنها نه تنها از اين آيات پند نمىگيرند و هدايت نمىشوند بلكه به خاطر روح لجاجت بر طغيان و كفرشان افزوده مىشود" (وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً) و اين چنين است، تاثير معكوس آيات حق و سخنان موزون در افكار بيمار و قلوب مملو از لجاج! و در پايان آيه پيامبر خود را در برابر سرسختى اين اكثريت منحرف دلدارى مىدهد و مىگويد:" از مخالفتهاى اين جمعيت كافر غمگين مباش" زيرا زيان آن متوجه خود آنها خواهد شد و به تو ضررى نمىرساند (فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ) [١] بديهى است محتويات اين آيه اختصاص به قوم يهود ندارد، مسلمانان نيز اگر تنها به ادعاى اسلام قناعت كنند، و اصول تعليمات انبياء و مخصوصا كتاب آسمانى خود را بر پا ندارند، هيچگونه موقعيت و ارزشى نه در پيشگاه خدا، و نه در زندگى فردى و اجتماعى نخواهند داشت، و هميشه زبون و زير دست و شكستخورده خواهند بود.
در آيه بعد مجددا اين حقيقت را مورد تاكيد قرار داده، مىگويد:" تمام اقوام و ملتها و پيروان همه مذاهب بدون استثناء اعم از مسلمانان و يهوديان و صابئان [٢]
[١] فلا تاس از ماده اسى به معنى غم و اندوه است.
[٢] صابئان: به پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم مىگويند، در جلد اول صفحه ١٩٧ مشروحا در اين زمينه صحبت شد.