تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - تفسير قدرت قاهره پروردگار
" قهر" و" غلبه" گرچه يك معنى را مىرسانند ولى از نظر ريشه لغوى با هم تفاوت دارند، قهر و قاهريت به آن نوع غلبه و پيروزى گفته مىشود كه طرف هيچ گونه مقاومتى نتواند از خود نشان دهد. ولى در كلمه" غلبه" اين مفهوم وجود ندارد و ممكن است بعد از مقاومتهايى برطرف، پيروز گردد، به تعبير ديگر شخص قاهر به كسى مىگويند كه برطرف مقابل آن چنان تسلط و برترى داشته باشد كه مجال مقاومت به او ندهد، درست مانند ظرف آبى كه بر شعله كوچك آتشى ريخته شود كه در دم آن را خاموش كند.
بعضى از مفسران معتقدند كه قاهريت معمولا در جايى به كار برده مىشود كه طرف مقابل موجود عاقلى باشد ولى غلبه اعم است و پيروزيهاى بر موجودات غير عاقل را نيز شامل مىشود. [١] بنا بر اين اگر در آيه قبل اشاره به عموميت قدرت خدا در برابر معبودهاى ساختگى و صاحبان قدرت شده، نه به اين معنى است كه او ناچار است مدتى با قدرتهاى ديگر گلاويز شود تا آنها را به زانو در آورد، بلكه قدرت او قدرت قاهره است و تعبير" فوق عباده" نيز براى تكميل همين معنى است.
با اين حال چگونه ممكن است يك انسان آگاه او را رها كند و به دنبال موجودات و اشخاصى بود كه از خودشان هيچ قدرتى ندارند و حتى قدرت ناچيزشان نيز از ناحيه خدا است.
اما براى اينكه اين توهم پيش نيايد كه خداوند مانند بعضى از صاحبان قدرت ممكن است كمترين سوء استفادهاى از قدرت نامحدود خود كند در پايان آيه مىفرمايد:" و با اين حال او حكيم است و همه كارش روى حساب، و خبير و آگاه است و كمترين اشتباه و خطا در اعمال قدرت ندارد" (وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ) در حالات" فرعون" مىخوانيم كه: به هنگام تهديد بنى اسرائيل به كشتن
[١] الميزان جلد ٧ صفحه ٣٤.