تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - تفسير
در اينجا بار ديگر مىبينيم كه بجاى" كفر" تعبير به" ظلم" شده و اين نشان مىدهد كه كفر و انكار حق يك نوع ظلم آشكار است، ظلمى به خويشتن و ظلمى به جامعه، و از آنجا كه ظلم بر خلاف عدالت عمومى جهان آفرينش است سرانجام محكوم به شكست خواهد بود.
[سوره الأنعام (٦): آيه ١٣٦]
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ (١٣٦)
ترجمه:
١٣٦- و (مشركان) سهمى از آنچه خداوند آفريده از زراعت و چهار پايان براى او قرار دادند و گفتند- به گمان آنها- اين مال خدا است و اين مال شركاى ما (يعنى بتها) است، آنچه مال شركاى آنها بود به خدا نمىرسيد، ولى آنچه مال خدا بود به شركايشان مىرسيد (و اگر سهم بتها مواجه با كمبودى مىشد مال خدا را به آنها مىدادند اما عكس آن را مجاز نمىدانستند!) چه بد حكم ميكنند (كه علاوه بر شرك، حتى خدا را كمتر از بتها مىگرفتند)!
تفسير:
بار ديگر براى ريشه كن ساختن افكار بت پرستى از مغزها به ذكر عقائد و رسوم و آداب و عبادات خرافى مشركان پرداخته و با بيان رسا خرافى بودن آنها را روشن مىسازد.
نخست مىگويد:" كفار مكه و ساير مشركان سهمى از زراعت و چهار پايان خود را براى خدا و سهمى نيز براى بتها قرار مىدادند، و مىگفتند اين قسمت مال خدا است، و اينهم مال شركاى ما يعنى بتها است" (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا).