تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩ - پاسخ
از مخالفان اسلام اين آيه را دستاويز كرده و به آن استدلال نمودهاند كه پيامبر اسلام ص هيچ معجزهاى نداشته است، زيرا هنگامى كه از او تقاضاى اعجاز مىكنند او تنها با گفتن اينكه خداوند توانايى بر چنين چيزى دارد و اكثر.
شما نمىدانيد قناعت مىكند، اتفاقا بعضى از نويسندگان اخير دنباله اين افسانه كهن را گرفته. و در نوشته خود اين ايراد را بار ديگر زنده كردهاند.
پاسخ
اولا- آنها كه چنين ايرادى مىكنند گويا آيات قبل و بعد را درست مورد بررسى قرار ندادهاند كه سخن از افراد لجوجى به ميان آمده كه به هيچوجه حاضر به تسليم در برابر حق نبودند، و اگر پيامبر ص در برابر خواستههاى آنها تسليم نشده نيز به همين دليل بوده است و گر نه در كجاى قرآن داريم كه افراد حق جو و حق طلب از پيامبر تقاضاى معجزه كرده باشند و او خواسته آنها را رد كرده باشد در آيه ١١١ همين سوره انعام در باره اينگونه افراد مىخوانيم" وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا" ثانيا- به طورى كه از روايات اسلامى استفاده مىشود اين پيشنهاد از طرف جمعى از رؤساى قريش بود و آنها به خاطر تحقير و ناديده گرفتن قرآن چنين پيشنهادى را مطرح كرده بودند و مسلم است پيامبر در برابر پيشنهادهايى كه از چنين انگيزههايى سرچشمه بگيرد تسليم نخواهد شد.
ثالثا- كسانى كه اين ايراد را مىكنند گويا ساير آيات قرآن را از نظر دور داشتهاند كه چگونه خود قرآن به عنوان يك معجزه جاويدان صريحا معرفى شده و بارها از مخالفان دعوت به مقابله گرديده و ضعف و ناتوانى آنها را آشكار