تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥ - تفسير
طبق اين مقدمه همه جهان هستى ملك خدا است و تدبير آن به دست او است.
٢-" پروردگار عالم سرچشمه تمام رحمتها است، او است كه رحمت را بر عهده خويش قرار داده، و مواهب بىشمار، به همه ارزانى مىدارد" (كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ).
آيا ممكن است كه چنين خداوندى اجازه دهد رشته حيات انسانها با مرگ به كلى پاره شود و تكامل و حيات ادامه نيابد؟ آيا اين با اصل" فياض بودن" و" رحمت واسعه" او مىسازد؟ آيا او در مورد بندگان خود كه مالك و مدبر آنها است ممكن است چنان بىمهرى كند كه بعد از مدتى راه فنا بپويند و تبديل به هيچ و پوچ شوند؟.
مسلما، نه، بلكه رحمت واسعه او ايجاب مىكند كه موجودات مخصوصا انسان را در مسير تكامل پيش ببرد همانطور كه در پرتو رحمت خويش بذر كوچك و بىارزشى را تبديل به درخت تناور و برومند، يا شاخه گل زيبايى مىكند، همانطور كه در پرتو فيض خود نطفه بى ارزش را به انسان كاملى مبدل مىسازد، همين رحمت ايجاب مىكند انسان را كه استعداد بقاء و زندگى جاودانى دارد پس از مرگ در لباس حياتى نوين و در عالمى وسيعتر در آورد و در اين سير ابدى تكامل دست رحمتش پشت سر او باشد.
لذا به دنبال اين دو مقدمه مىگويد:" به طور مسلم همه شما را در روز رستاخيز، روزى كه هيچگونه شك و ترديدى در آن نيست جمع خواهد كرد" (لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ).
قابل توجه اينكه آيه با سؤال و به اصطلاح استفهام تقريرى كه به منظور اقرار گرفتن از طرف مىباشد شروع شده است، و چون اين مطلب هم از نظر فطرت مسلم بوده و هم خود مشركان به آن اعتراف داشتهاند كه مالكيت عالم هستى متعلق به بتها نيست، بلكه مربوط به خدا است، بلافاصله خود او پاسخ سؤال را مىگويد.