تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤ - تفسير
جز ستارگان آسمان وجود نداشتند، همانها بودند كه ميليونها بشر را از گمراهى و غرقاب نجات مىدادند و به سر منزل مقصود مىرسانيدند.
نگاه پى در پى به صفحه آسمان در چند شب متوالى نشان مىدهد كه وضع قرار گرفتن ستارگان در همه جا يك نواخت است گويى ستارگان همانند دانههاى مرواريدى هستند كه روى يك پارچه سياه دوخته شدهاند، و اين پارچه را از آغاز شب از سمت مشرق به سوى مغرب مىكشند و همگى با آن در حركتند و بدور محور زمين مىگردند بدون اينكه فاصله آنها تغيير پيدا كند، تنها استثنايى كه به اين قانون كلى مىخورد اين است كه تعدادى ستارگان هستند كه آنها را سيارات مىنامند و آنها حركات مستقل و مخصوص به خود دارند، و مجموع آنها از ٨ ستاره تجاوز نمىكند كه ٥ عدد آنها با چشم ديده مىشوند (عطارد، زهره، زحل، مريخ و مشترى) ولى تنها با دوربينهاى نجومى مىتوان سه سياره ديگر (اورانوس و نپتون و پلوتون) را مشاهده كرد، (البته با توجه به اينكه زمين نيز يكى از سياراتى است كه به دور خورشيد مىگردد مجموع عدد آنها به ٩ مىرسد).
شايد انسانهاى قبل از تاريخ نيز با وضع" ثوابت" و" سيارات" آشنا بودهاند، زيرا براى انسان هيچ منظرهاى جالبتر و دلانگيزتر از منظره آسمان در يك شب تاريك و پر ستاره نيست، و به همين دليل بعيد نيست كه آنها نيز براى پيدا كردن مسير خود از ستارگان استفاده مىكردند.
از بعضى از روايات كه از طرق اهل بيت ع وارد شده است استفاده ميشود كه آيه فوق تفسير ديگرى نيز دارد، و آن اينكه منظور از نجوم رهبران الهى و هاديان راه سعادت يعنى امامان هستند كه مردم به وسيله آنها در تاريكيهاى زندگى از گمراهى نجات مىيابند، و همانطور كه بارها گفتهايم اينگونه تفاسير معنوى با تفسير ظاهرى و جسمانى آيه منافاتى ندارد، و ممكن است آيه ناظر به هر دو