تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤ - شان نزول
[سوره الأنعام (٦): آيات ١٢٢ تا ١٢٣]
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (١٢٢) وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ (١٢٣)
ترجمه:
١٢٢- آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم و نورى بر او قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود همانند كسى است كه در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد، اينچنين براى كافران اعمال (زشتى) كه انجام مىدادند تزيين شده است (و زيبا جلوه كرده).
١٢٣- و همچنين در هر شهر و روستايى بزرگان گنهكارى قرار داديم (افرادى كه همه گونه قدرت در اختيارشان گذارديم اما آنها از آن سوء استفاده كرده و راه خطا پيش گرفتند) و سرانجام كارشان اين شد كه به مكر (و فريب مردم) پرداختند ولى تنها خودشان را فريب مىدهند و نمىفهمند.
شان نزول:
در شان نزول آيه اول چنين نقل شده است:" ابو جهل" كه از دشمنان سر سخت اسلام و پيامبر ص بود روزى سخت آن حضرت را آزار داد،" حمزه" عموى شجاع پيامبر ص كه تا آن روز اسلام را نپذيرفته بود و هم چنان در باره آئين او مطالعه و انديشه مىكرد، و در آن روز طبق معمول خود براى شكار به بيابان رفته بود هنگامى كه از بيابان برگشت از جريان كار ابو جهل و برادرزاده خويش با خبر شد، سخت برآشفت و يكسر به سراغ ابو جهل رفت و چنان بر سر- يا بينى او- كوفت كه خون جارى شد و با تمام نفوذى كه ابو جهل در ميان قوم