تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - تفسير
كه هر عاقلى به هنگام قرار گرفتن در برابر دعوت انبياء و رهبران الهى در فكرش پيدا مىشود كه شايد گفتار آنها حق باشد، و مخالفت با آن موجب زيان و خسران گردد، پس چه بهتر كه در دعوت آنها مطالعه كنم و دلائل آنها را ببينم.
اين يكى از نخستين شرطهاى هدايت است و همان است كه علماى عقائد آن را به عنوان لزوم" دفع ضرر محتمل" دليل وجوب مطالعه در دعوت مدعى نبوت و لزوم مطالعه درباره شناسايى خدا قرار دادهاند.
سپس مىگويد اين گونه افراد بيدار دل از آن روز مىترسند كه جز خدا پناهگاه و شفاعت كنندهاى وجود ندارد (لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ).
آرى اين گونه افراد را انذار كن و دعوت به سوى حق بنما، زيرا اميد تقوا و پرهيزگارى درباره آنها هست (لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ).
البته نفى" شفاعت" و" ولايت" غير خدا در اين آيه هيچگونه منافاتى با شفاعت و ولايت مردان خدا ندارد، زيرا همانطور كه قبلا اشاره كرديم منظور نفى شفاعت و ولايت بالذات است، يعنى اين دو مقام ذاتا مخصوص خدا است، و اگر غير او مقام ولايت و شفاعتى دارد به اذن و اجازه و فرمان او است همانطور كه قرآن صريحا مىگويد:" مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ"" كيست كه در پيشگاه او جز به فرمان او شفاعت كند"؟ (بقره: ٢٥٥).
براى توضيح بيشتر در اين زمينه و در زمينه بحث شفاعت به طور كلى، به جلد اول تفسير نمونه صفحه ١٦٠ و جلد دوم صفحه ١٨٩ و ١٩٦ مراجعه فرمائيد.