تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٩ - تفسير شكافنده صبح
فرارى، يك مرتبه از نظرها پنهان مىشد و در يك لحظه تاريكى و ظلمت وحشتناكى همه جا را فرا مىگرفت، اما وجود جو زمين و فاصلهاى كه در ميان تاريكى شب، و روشنايى روز به هنگام طلوع و غروب آفتاب قرار دارد، انسان را تدريجا براى پذيرا شدن هر يك از اين دو پديده متضاد آماده مىسازد، و انتقال از نور به ظلمت و از ظلمت به نور، به صورت تدريجى و ملايم و كاملا مطبوع و قابل تحمل انجام مىگردد، بسيار ديدهايم هنگام شب در يك اطاق پر نور كه در يك لحظه چراغ خاموش مىشود چه حالت ناراحت كنندهاى به همه دست مىدهد و اگر اين خاموشى ساعتى طول بكشد، هنگامى كه چراغ بدون مقدمه روشن مىشود باز حالت ناراحتى تازهاى به همه دست مىدهد، نور خيرهكننده چراغ چشم را مىآزارد و براى ديدن اشياء اطراف دچار زحمت مىشويم و اگر اين موضوع تكرار پيدا كند مسلما براى چشم زيانبخش خواهد بود، شكافنده صبح اين شكل را به صورت بسيار عالى براى بشر حل كرده است [١] ولى براى اينكه تصور نشود شكافتن صبح دليل اين است كه تاريكى و ظلمت شب، چيز نامطلوب و يا مجازات و سلب نعمت است بلافاصله مىفرمايد خداوند" شب را مايه آرامش قرار داد" (وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً).
اين موضوع مسلم است كه انسان در برابر نور و روشنايى تمايل به تلاش و كوشش دارد، جريان خون متوجه سطح بدن مىشود، و تمام سلولها آماده فعاليت مىگردند، و به همين دليل خواب در برابر نور چندان آرامبخش نيست، ولى هر قدر محيط تاريك بوده باشد خواب عميقتر و آرامبخشتر است، زيرا در
[١] علماى هيئت مىگويند: طلوع صبح هنگامى شروع مىشود كه خورشيد در سمت مشرق به ١٨ درجه فاصله به افق برسد و هنگامى تاريكى شب همه جا را مىپوشاند و شفق ناپديد مىگردد كه خورشيد در سمت مغرب به همان ١٨ درجه زير افق برسد.