تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - اى انسان چه چيز تو را مغرور ساخته؟!
بيمارى را به بينى كه درد، او را سخت ناتوان ساخته از روى ترحم بر او گريه مىكنى، پس چه چيز تو را بر بيماريت صبور ساخته، و بر مصيبتت شكيبا نموده، و از گريه بر خويشتن تسليت داده؟ در حالى كه عزيزترين افراد نزد تو خودت مىباشى چگونه ترس از نزول بلا در شب ترا بيدار نكرده، با اينكه در گناه و معصيت او غوطهورى، و در حالى كه زير سلطه او قرار دارى.
تفسير نمونه ؛ ج٢٦ ؛ ص٢٢٠
ا و اين بيمارى (غفلت از خدا) را با داروى تصميم و عزم راسخ مداوا كن، و اين خواب غفلتى را كه چشمانت را فرو گرفته با بيدارى برطرف ساز، بيا مطيع خداوند شو، و به ياد او انس گير، خوب تصور كن كه به هنگام غفلتت از خدا او با دادن نعمتها به تو عنايت مىكند، تو را به سوى عفو و بخشش خويش مىخواند، و زير پوشش فضل و بركات خود قرار مىدهد.
در حالى كه تو هم چنان به او پشت كردهاى، و به ديگرى رو مىآورى، بزرگ است خداوندى كه با اين قدرت عظيم،" كريم" است، اما تو با اين ضعف و حقارت چقدر بر معصيت او جسورى! ... [١]
" و به هر صورتى مىخواست تو را تركيب نمود" (فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ) [٢]
[١] نهج البلاغه خطبه ٢٢٣.
[٢]" ما" در" ما شاء" زائده است، و بعضى احتمال دادهاند" ما" شرطيه بوده باشد اما احتمال اول مناسبتر است.