تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - تفسير خستگان بىنصيب!
" ضريع" مىگفتند، گياهى است سمى كه هيچ حيوان و چهارپايى به آن نزديك نمىشود [١]" خليل" از علماى لغت مىگويد:" ضريع":" گياه سبز بدبويى است كه از دريا بيرون مىافتد".
" ابن عباس" گفته است:" درختى است از آتش كه اگر در دنيا باشد زمين و هر چه را بر آن است مىسوزاند"! ولى در حديثى از پيغمبر اكرم ص مىخوانيم:" ضريع چيزى است كه در آتش دوزخ، شبيه خار، تلختر از صبر، و متعفنتر از مردار، و سوزندهتر از آتش، خداوند آن را ضريع نام نهاده است" (
الضريع شىء يكون فى النار يشبه الشوك، اشد مرارة من الصبر، و انتن من الجيفة، و احر من النار، سماه اللَّه ضريعا
). بعضى نيز گفتهاند:" ضريع" طعامى است ذلت آفرين كه دوزخيان براى رهايى از آن به درگاه خدا تضرع مىكنند [٢] (فراموش نكنيم كه ماده" ضرع" به معنى ضعف و ذلت و خضوع است) [٣] اين تفسيرها با هم منافاتى ندارد و ممكن است در معنى اين واژه جمع باشد.
[١]" تفسير قرطبى" جلد ١٠ صفحه ٧١١٩.
[٢]" همان مدرك" صفحه ٧١٢٠.
[٣] بحث ديگرى در باره غذاى دوزخيان كه گاه قرآن از آن به" ضريع" و گاه به" زقوم" و گاه به" غسلين" ياد كرده و تفاوت ميان اين تعبيرات در جلد ٢٤ تفسير نمونه صفحه ٤٧١ ذيل آيه ٣٦ سوره حاقه داشتيم.