تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٩ - ١-" ابرار" و" مقربان" كيانند؟
پرجاذبهتر و عميقتر است، و نشئه روحانى حاصل از آن غير قابل توصيف است.
البته بايد اين حقيقت را بار ديگر تكرار كنيم كه اينها همه شبحى است كه از دور ديده مىشود، و گرنه توصيف نعمتهاى گرانقدر و بىنظير بهشتى با هيچ زبان و قلمى ممكن نيست، و حتى به گفته خود قرآن از فكر هيچكس نمىگذارد فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ (الم سجده ١٧).
نكتهها:
١-" ابرار" و" مقربان" كيانند؟
در آيات قرآن مجيد كرارا سخن از" ابرار" و" مقربان" و مقامات و پاداشهاى عظيم آنها به ميان آمده، تا آنجا كه طبق آيه ١٩٣ سوره آل عمران اولو الالباب (صاحبان انديشههاى قوى) تقاضا مىكنند كه پايان زندگيشان با ابرار باشد وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ.
و در آيات سوره دهر نيز پاداشهاى بسيار مهمى براى آنها ذكر شده است (دهر آيه ٥ تا ٢٢).
و در آيه ١٣ سوره انفطار و آيات مورد بحث (سوره مطففين) نيز مكرر از الطاف الهى نسبت به آنها ياد شده.
ابرار چنان كه قبلا نيز گفتهايم جمع" بر" آنهايى هستند كه روحى وسيع و همتى بلند و اعتقاد و عملى نيك دارند، و مقربان داراى قرب مقامى در درگاه خدا مىباشند و ظاهرا نسبت ميان اين دو" عموم و خصوص مطلق" است، يعنى همه مقربان از ابرارند، ولى همه ابرار در سلك مقربان نيستند.
در حديثى از امام مجتبى ع مىخوانيم:
كلما فى كتاب اللَّه عز و جل من قوله ان الأبرار فو اللَّه ما اراد به الا على بن ابى طالب و فاطمة و انا