تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤ - تفسير دائما دگرگون مىشويد!
كه آيا شفق به آن سرخى اطلاق مىشود، يا سفيدى، مشهور و معروف در ميان علما و دانشمندان و مفسران همان معنى اول است كه در اشعار نيز روى آن تكيه شده است، و شفق را به" دماء الشهداء" (خون شهيدان) تشبيه كردهاند.
ولى بعضى معنى دوم را انتخاب كردهاند كه بسيار ضعيف به نظر مىرسد، به خصوص اينكه اگر ريشه لغوى اين واژه را" رقت" بدانيم تناسب با همان سرخى كمرنگ كه نور رقيق آفتاب است دارد.
به هر حال از آنجا كه ظهور" شفق" خبر از يك حالت تحول و دگرگونى عميق در جهان مىدهد، و اعلام پايان روز و آغاز شب است، بعلاوه جلوه و زيبايى خاصى دارد، و از همه گذشته وقت نماز مغرب است، خداوند به آن سوگند ياد فرموده تا همگان را وادار به انديشه در اين پديده زيباى آسمانى كند.
و اما سوگند به شب به خاطر آثار و اسرار زيادى است كه در آن نهفته شده و در گذشته مشروحا از آن سخن گفتهايم [١] تعبير به" ما وَسَقَ" [٢] با توجه به اينكه" وسق" به معنى جمع كردن پراكندههاست [٣] اشاره به بازگشت انواع حيوانات و پرندگان و حتى انسانها به خانهها و لانههاى خود به هنگام شب است، كه نتيجه آن آرامش و آسايش عمومى جانداران مىباشد، و يكى از اسرار و آثار پر اهميت شب محسوب مىشود، چنان كه در آيه ٦١ سوره" غافر" مىخوانيم: اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ:" خداوند كسى است كه شب را براى شما آفريد تا در آن آرامش و سكون
[١] به جلد ١٦ صفحه ١٤٦ ذيل آيات ٧١ تا ٧٣ سوره قصص مراجعه كنيد.
[٢]" ما" در" ما وسق" موصوله است و احتمال مصدريه بودن آن ضعيف است عائد آن نيز محذوف مىباشد و در تقدير و ما وسقه" است.
[٣]" وسق" (بر وزن غضب) به معنى يك بار شتر يا شصت صاع كه هر صاع نزديك به سه كيلو است نيز آمده كه آن هم به خاطر مجتمع بودن آن است.