تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - تفسير خستگان بىنصيب!
سپس به بيان چگونگى حال مجرمان پرداخته، مىگويد:" چهرههايى در آن روز خاشع و ذلت بار است" (وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ).
ذلت و ترس از عذاب و كيفرهاى عظيم آن روز تمام وجود آنها را فرا گرفته، و از آنجا كه حالات روحى انسان بيش از همه جا در چهره او منعكس مىشود، اشاره به خوف و ذلت و وحشتى مىكند كه سراسر چهره آنها را مىپوشاند بعضى نيز گفتهاند: منظور از" وجوه" در اينجا بزرگان و سردمداران كفر است كه در ذلت عميقى فرو مىروند، ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
تلاش و كوشش زيادى در زندگى دنيا به خرج مىدهند، ولى هيچ فايدهاى جز خستگى در حقيقت نصيبشان نمىشود، نه عمل مقبولى در درگاه خدا دارند، و نه چيزى از آن همه ثروتهايى كه اندوختهاند مىتوانند با خود ببرند، و نه نام نيكى از خود به يادگار مىگذارند، و نه فرزند صالحى، آنها زحمتكشان خسته و بينوايند، و چه تعبير رسايى است جمله" عامِلَةٌ ناصِبَةٌ" در حق آنان.
بعضى در تفسير اين جمله گفتهاند: منظور اين است كه در اين دنيا عمل مىكنند، اما خستگى و رنج در آخرت مىبرند! و بعضى گفتهاند: مجرمان را در دوزخ وادار به انجام اعمال شاقه و طاقتفرسا مىكنند تا عذاب بيشترى ببينند.
اما تفسير اول از ميان اين سه تفسير صحيحتر به نظر مىرسد.