تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١ - اى انسان چه چيز تو را مغرور ساخته؟!
و به اين ترتيب مراحل چهارگانه عظيم خلقت را يعنى اصل آفرينش، و سپس تنظيم، و بعد از آن تعديل، و سر انجام تركيب بندى را در عباراتى كوتاه و پر معنى بيان مىكند.
در مرحله اول اصل آفرينش انسان قرار دارد كه او را از نطفهاى ناچيز در ظلمتكده رحم آفريد.
و در مرحله بعد كه مرحله" تسويه و تنظيم" است هر عضوى از اعضاء پيكر او را با نظم بندى عجيبى موزون ساخت، چشم و گوش و قلب و عروق و ساير اعضا را كه اگر انسان در ساختمان و نظام هر يك به تنهايى بينديشد، و الطاف و مواهب الهى را در هر يك از آنها بنگرد دنيايى از علم و قدرت و لطف و كرم را در برابر چشمان خود مجسم مىبيند.
مواهبى كه هزاران سال است دانشمندان علوم طبيعى درباره آن مىانديشند، و مىگويند، و مىنويسند، و هنوز آغاز دفتر است و آنها هم چنان در اول وصف او ماندهاند.
سپس نوبت به موهبت سوم ديگرى مىرسد كه" تعديل ميان قوا و اعضاى پيكر و هماهنگى و رابطه آنها با يكديگر است".
بدن انسان عمدتا از دو بخش آفريده شده كه قرينه يكديگرند: دستها و پاها چشمها و گوشها و استخوان بنديها و عروق و اعصاب و عضلات در دو بخش بدن هماهنگ و مكمل يكديگرند.
بعلاوه اعضاء مختلف نيز كار يكديگر را تكميل مىكنند، فى المثل دستگاه تنفس به گردش خون كمك مىكند، و دستگاه گردش خون به تنفس، براى بلعيدن يك لقمه غذا، دندانها و زبان، و غدههاى بزاقى، و عضلات اطراف دهان، و گلو، همه دست به دست هم مىدهند تا لقمهاى وارد دستگاه هاضمه شود، و از آن پس نيز هماهنگيهاى زيادى صورت مىگيرد تا غذا هضم و جذب بدن گردد،